مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
762
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
مفاهيم معناى ملازم با معناى منطوق و مستفاد از آن مفاهيم ، جمع مفهوم است و مفهوم در لغت ، معنايى است كه از لفظ فهميده مىشود ؛ چنانكه گفته مىشود : « مفهوم اللفظ » يعنى : « ما يفهم من اللفظ » ، و « مفهوم الجملة » يعنى : « ما يفهم من الجملة » . « 1 » در عرف عام ، مفهوم ، يعنى مطلق معناى نقش بسته شده در ذهن ، چه منشأ حضور معنا در ذهن وضع باشد چه غير آن . « 2 » در اصطلاح اصوليون ، مفهوم ، مقابل منطوق بوده و به معنايى گفته مىشود كه در ظاهر كلام آورده نشده ، ولى به سبب خصوصيتى ، از منطوق كلام فهميده مىشود ؛ « 3 » براى مثال ، در جمله شرطيه « ان جاء زيد فاكرمه » ، منطوق ، « وجوب اكرام زيد به شرط آمدن او » است كه از ظاهر لفظ به دست مىآيد ، ولى مفهوم آن ، « عدم وجوب اكرام زيد در صورت نيامدن او » است كه به سبب وجود خصوصيتى در منطوق بهدستمىآيد . بنابراين ، منظور از مفهوم ، مفهوم جمله است نه مفهوم لفظ مفرد ، و مفهوم در اصطلاح اصوليون قضيهاى است كه از جمله تركيبى به دست مىآيد . خصوصيتى كه سبب وجود مفهوم مىشود ، در مفهوم موافق ، اولويت يا اتحاد در علت و مناط حكم است ؛ « 4 » براى مثال ، وقتى گفته مىشود : « نبايد به پدر و مادرت اف بگويى » ، مفهوم موافق آن ، كه از او اولويت فهميده مىشود ، اين است كه « نبايد آنها را بزنى » . در اينكه خصوصيت در مفهوم مخالف چيست ، اختلاف وجود دارد ؛ قدماى اصولى براساس « عقلى بودن » مفهوم ، معتقدند اگر مولاى عاقل ، مختار و ملتفت ، در مقام جعل حكم و تبيين وظيفه بگويد : « إن جاءك زيد فاكرمه » عقل پى مىبرد كه ميان آمدن زيد و وجوب اكرام ارتباط وجود دارد ، به گونهاى كه با فقدان شرط ، وجوب اكرام منتفى مىشود . متأخران اصولى بر مبناى « مدلول التزامى بودن » مفهوم ، معتقدند مثلا از « ادات شرط » يا « اطلاق جمله شرطيه » عليت منحصره شرط براى جزا به دست مىآيد و با انتفاى شرط ، سنخ حكم در جزا نيز منتفى مىشود . نكته اول : بنا بر مبناى متأخران كه مفهوم را مدلول التزامى جمله منطوق مىدانند ، منظور از لزوم ، لزوم بيّن به معناى اخص است . « 5 » نكته دوم : در اينكه مفهوم از صفات مدلول است يا دلالت يا غير آنها ، اختلاف وجود دارد ؛ برخى مانند مرحوم « آخوند خراسانى » و « حاجبى » معتقدند صفت مدلول مىباشد و اگر كسى آن را صفت دلالت بخواند ، تعبير مجازى ، مسامحى و از باب « وصف به حال متعلق موصوف » است ، و برخى چون « عضدى » آن را صفت دلالت دانستهاند . « 6 » گروهى نيز معتقدند مفهوم به عنوان يك مدلول التزامى ، هم مىتواند صفت دلالت ، هم صفت دال و هم صفت مدلول باشد و همه اينها به نحو حقيقت است . « 7 » نكته سوم : مرحوم « آخوند » معتقد است مفهوم ، « حكم اخبارى يا انشايى است كه به سبب وجود خصوصيتى در منطوق به دست مىآيد » « 8 » و درست اين است كه گفته شود : « المفهوم انما هو حكم غير مذكور ، لا حكم لغير مذكور » . در جواب ايشان گفته شده است : مفهوم ، حكم نيست كه بحث شود « هو حكم غير مذكور » يا « حكم لغير مذكور » بلكه مفهوم جملهاى است مقابل منطوق و همان گونه كه منطوق قضيهاى است كه حكم را شامل مىشود ، مفهوم نيز قضيهاى است كه شامل حكم ( انشايى يا اخبارى ) مىگردد . « 9 » خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص ( 59 - 58 ) . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ص ( 107 - 105 ) . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 111 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 151 . خمينى ، مصطفى ، تحريرات فى الاصول ، ج 2 ، ص 357 . فاضل تونى ، عبد الله بن محمد ، الوافية فى اصول الفقه ، ص 68 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، 1 ، ص 35 و 476 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 111 . مفاهيم اخطارى ر . ك : معناى اخطارى مفاهيم ادويه ر . ك : معناى حرفى مفاهيم اسمى ر . ك : معناى اسمى مفاهيم اشتقاقى ر . ك : مشتق ( اصول )
--> ( 1 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 16 . ( 2 ) . حيدر ، محمد صنقور على ، المعجم الاصولى ، ص 874 . ( 3 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 353 . ( 4 ) . فضلى ، عبد الهادى ، مبادى اصول الفقه ، ص ( 888 - 886 ) . ( 5 ) . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 413 . ( 6 ) . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 164 . ( 7 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 361 . ( 8 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 231 - 230 ) . ( 9 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 353 .